شریفه محمدی یک نماد است

باز هم یک نام تازه، یک پرونده تازه، یک حکم غیرانسانی دیگر: شریفه محمدی.
زن، کارگر، فعال اجتماعی، انسانی که جرمش فقط این بوده که ساکت نمانده.
و حالا دادگاه انقلاب رشت — همان دادگاهی که سال‌هاست به جای عدالت فقط مُهر تأیید روی احکام از پیش نوشته‌شده می‌زند — او را به اعدام محکوم کرده است.
اعدام!
برای فعالیت مسالمت‌آمیز، برای دفاع از حقوق کارگران، برای اعتراض به بی‌عدالتی.

سازمان عفو بین‌الملل روز سه‌شنبه بیانیه‌ای منتشر کرده؛ بیانیه‌ای واضح، شفاف، و بی‌پرده:
این حکم «به شدت ناعادلانه» است.
نه روند دادرسی درست بوده، نه حق وکیل رعایت شده، نه ادعاهای شکنجه بررسی شده.
هیچ‌چیز.
انگار اصلاً قرار نبوده عدالت اجرا شود.
انگار تنها هدف سکوت کردن یک صدا بوده است.

در این بیانیه یک جمله کلیدی وجود دارد که عمق فاجعه را نشان می‌دهد:
«اظهارات این فعال کارگری درباره شکنجه هرگز بررسی نشده است.»
یعنی هم‌زمان که حکم مرگ نوشته‌اند، حتی زحمت این را هم نکشیده‌اند که ببینند چه بر سر او آورده‌اند، چه بر او گذشته، چه چیزی را تحمل کرده است.

عفو بین‌الملل درست می‌گوید:
این حکم باید «فوری، بدون هیچ قید و شرطی» لغو شود.
و این خواسته نه یک مطالبه سیاسی، که یک مطالبه انسانی است.
اعدام شریفه محمدی فقط اعدام یک فرد نیست —
اعدام امید، اعدام حق اعتراض، اعدام صدای کارگران، و اعدام آینده‌طلبی یک جامعه است.

اعدام یک فعال کارگری یعنی:
نه تنها نمی‌خواهیم مشکلات کارگران را حل کنیم،
بلکه می‌خواهیم هر کس درباره آن حرف بزند را حذف کنیم.
و این همان چرخه‌ای است که سال‌هاست در جمهوری اسلامی تکرار می‌شود:
مسئله را حل نمی‌کنند —
بلکه صاحب مسئله را نابود می‌کنند.

در تمام این سال‌ها فعالان کارگری همیشه در خط مقدم سرکوب بوده‌اند.
چرا؟
چون مطالبه‌شان ساده است:
نان، کار، امنیت، کرامت.
و شاید دردناک‌ترین بخش ماجرا این است که شریفه محمدی درست زمانی به اعدام محکوم شده که هیچ خشونتی مرتکب نشده، اسلحه‌ای نداشته، خطری برای هیچ‌کس نداشته — فقط حرف زده، فقط فعالیت کرده، فقط خواسته صدای بی‌صدایان باشد.
و همین کافی بوده تا یک انسان را به مرگ محکوم کنند.

این‌جا دقیقاً جایی است که نقش نهادهایی مثل عفو بین‌الملل اهمیت پیدا می‌کند.
وقتی در داخل کشور همه درها بسته شده،
وقتی امکان دفاع واقعی نیست،
وقتی رسانه آزاد وجود ندارد،
وقتی دادگاه‌ها تبدیل به ابزار سرکوب شده‌اند،
تنها چیزی که می‌تواند جلوی یک اعدام ناعادلانه را بگیرد فشار جهانی، صدای مشترک و ثبت حقیقت است.

و این بیانیه همان صدایی است که باید بلندتر شود.
تا نگویند کسی خبر نداشت.
تا نگویند کسی اعتراض نکرد.
تا نگویند این حکم در سکوت اجرا شد.

شریفه محمدی فقط یک «متهم» نیست.
یک نماد است؛
نماد تمام زنانی که در این سال‌ها زیر بار سرکوب، بازداشت، شکنجه، تهدید و پرونده‌سازی خم نشدند.
نماد شجاعتی که یک سیستم نمی‌تواند تحملش کند.
نماد مقاومت بدون خشونت.

لغو حکم اعدام او فقط نجات یک انسان نیست؛
پیامی است به همه کسانی که فکر می‌کنند با زندان و شکنجه و حکم مرگ می‌شود جامعه را ساکت نگه داشت.
پیامی است که می‌گوید:
دنیا می‌بیند.
دنیا سکوت نمی‌کند.
و جامعه ایران هم فراموش نمی‌کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا