ایران در آتش خشم مردم؛ وقتی سرکوب داخلی با قمار جنگ خارجی گره می‌خورد

آنچه این روزها در ایران می‌گذرد، دیگر نه «اعتراض پراکنده» است و نه «نارضایتی مقطعی». ما با یک خیزش سراسری روبه‌رو هستیم؛ خیزشی که از تهران شروع می‌شود، از کرج و فسا و ممسنی و همدان و اصفهان می‌گذرد و تا شیراز، مشهد، قشم، دهلران و بیش از ۳۰ شهر دیگر امتداد پیدا می‌کند. خیزشی که بهایش را جوانان این سرزمین با جانشان می‌پردازند. و وطن دباره بر خون جوانان شجاعش می ایستد دباره وطن ما وطن میشود من امروز از همیشه بیشتر امید دارم امید به جوان شجاع و فهمیده و اینده روشنی که تصویر آن بدون آخوند واقعا دلنشین است

در فسا، جمهوری اسلامی یک جوان ۱۸ ساله را فقط به جرم اعتراض برای گرفتن حقش به قتل رساند. این یک «حادثه» نیست، یک «خطا» هم نیست؛ این چهره واقعی نظامی است که بقایش را در سرکوب، گلوله و خون می‌بیند. همان نظامی که سال‌هاست پاسخ هر مطالبه‌ای را با باتوم و اسلحه داده و حالا دیگر حتی از کشتن نوجوانان هم ابایی ندارد.

هم‌زمان، بازارها یکی‌یکی می‌خوابند. بازار تهران صحنه تجمع مردم است. بازاریان دهلران اعتصاب کرده‌اند. بازار چراغ برق تعطیل شده. این‌ها نشانه‌های کوچکی نیستند؛ بازار، ستون فقرات اقتصاد ایران است و وقتی بازاریان دست از کار می‌کشند، یعنی اعتماد، امید و تحمل به پایان رسیده. اعتصاب سراسری برای چهارمین روز متوالی ادامه دارد و این یعنی شکاف میان مردم و حکومت به مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر رسیده است.

در همدان مردم به خیابان آمده‌اند و علیه وضعیت فاجعه‌بار معیشتی و سیاسی فریاد می‌زنند. تورم، گرانی، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و آینده‌ای تاریک، زندگی را برای میلیون‌ها ایرانی غیرقابل تحمل کرده است. اما پاسخ حکومت چیست؟ نه اصلاح، نه پاسخ‌گویی، نه حتی دروغ‌های همیشگیِ امیدوارکننده؛ فقط سرکوب بیشتر.

در این میان، گزارش کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل پرده از یک واقعیت خطرناک‌تر برمی‌دارد: دو منبع امنیتی گفته‌اند جمهوری اسلامی ممکن است برای فرار از فشار اعتراضات داخلی، دست به حمله پیش‌دستانه علیه اسرائیل بزند تا حمایت مردمی را – ولو به زور تبلیغات جنگی – بازسازی کند. اگر این تحلیل درست باشد، ما با یکی از خطرناک‌ترین سناریوهای تاریخ جمهوری اسلامی روبه‌رو هستیم: صادرات بحران داخلی به میدان جنگ خارجی.

این دقیقاً همان الگوی همیشگی حکومت است. هر وقت داخل کشور در حال انفجار است، بحث «دشمن خارجی» را داغ می‌کنند. هر وقت مردم از فقر و سرکوب به ستوه می‌آیند، پرچم جنگ و «مقاومت» را بالا می‌برند. جان مردم، امنیت کشور و آینده نسل‌ها، همه قربانی حفظ قدرت خامنه‌ای و حلقه بسته اطرافش می‌شود.

واقعیت این است که جمهوری اسلامی نه نماینده مردم ایران است و نه دغدغه‌ای برای جان و زندگی آن‌ها دارد. حکومتی که جوان ۱۸ ساله را در فسا می‌کشد، بازاریان را به ورشکستگی می‌کشاند، شهرها را به میدان سرکوب تبدیل می‌کند و هم‌زمان به فکر ماجراجویی نظامی برای نجات خودش است، هیچ مشروعیتی ندارد.

امروز خیابان‌ها و بازارها یک پیام روشن دارند: مردم دیگر فریب دشمن‌تراشی و جنگ‌افروزی را نمی‌خورند. آن‌ها خوب می‌دانند ریشه بدبختی‌شان نه در خارج از مرزها، بلکه در رأس همین نظامی است که سال‌هاست با خشونت، دروغ و غارت بر ایران حکومت می‌کند. جمهوری اسلامی در بن‌بست کامل قرار گرفته؛ بن‌بستی که هر روز با خون جوانان و خشم مردم عمیق‌تر می‌شود

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا