خبر کوتاهه اما سنگین: با تصرف دمشق توسط نیروهای شورشی، تعداد زیادی از زندانیان سوریه آزاد شدن. این وسط شورشیها تونستن زندان بدنام صیدنایا رو هم تصرف کنن، همون زندان معروف به «کشتارگاه انسانی» که شمال دمشقه و هزاران زندانی سیاسی مخالف بشار اسد توش نگهداری میشدن.
طبق گزارش عفو بینالملل، از سال ۲۰۱۱ که جنگ داخلی شروع شد، هزاران نفر توی این زندان اعدام شدن و خیلیهاشون اصلاً نظامی نبودن، فقط مخالف حکومت بودن یا حرف حق زده بودن. شکنجه و ظلم و ستم تو صیدنایا جزو روزمرگیه و معلومه که رژیمهای اسد، چه پدر حافظ اسد چه پسر بشار، هیچ رحم و انسانیتی به مردم نشون ندادن. بعضیها حتی از زمان حکومت حافظ اسد تو همون سلولها بودن، یعنی بیش از دو دهه زندگی رو توی وحشت، شکنجه و تاریکی گذروندن.
این خبر، تلخ و شیرینه همزمانه. تلخه چون نشون میده حکومتهای سرکوبگر چه بلایی سر مردم بیگناه میارن و شیرینه چون بالاخره بعد از سالها ظلم، یک جرقه آزادی زده شده و مردم و زندانیان سیاسی تونستن نفس بکشند.
اما نمیشه فراموش کرد که پشت همه این فجایع، حکومتهای ظالمی مثل بشار اسد و دار و دستهش، و حکومتهای منطقهای که ازش حمایت میکنن، ایستادن. ایران و خامنهای جلاد خونخوار هم که سالها با دخالتشون، سرکوب رو تو سوریه تقویت کردن، حالا باید پاسخگو باشن. مردم سوریه و ایران هر دو قربانی سیاستهای این جماعت شدن.
امید هست، امید به روزی که ایران عزیزمون و مردم سوریه دیگه اسیر این رژیمهای خونخوار نباشن. روزی که صدای مردم شنیده بشه، عدالت برقرار بشه و هیچ زندانی سیاسی مجبور نشه سالها تو تاریکی و شکنجه زندگی کنه.
این داستان صیدنایا، درس بزرگیه برای همه ما: سرکوبگرها بالاخره زمین میخورند، اما مردم واقعی همیشه زنده میمونن و آزادیشون رو پس میگیرن