بوی خون می‌اد، نه خودکشی

مراسم خاکسپاری کیانوش سنجری، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، تو حالی برگزار شد که نصف کسایی که رفته بودن بدرقه‌اش رو هم گرفتن و بردن بازجویی! همین خودش نشونه‌ست… رژیم همیشه وقتی یه چیزی بو می‌ده، فوری امنیتی می‌کنه.

میلاد کاکاوند، دانشجوی دکتری محیط‌زیست رو فقط به خاطر اینکه رفته بود خاکسپاری، گرفتن چند ساعت بازجویی کردن، تعهد گرفتن ولش کردن. حسین رونقی رو هم وسط اتوبان گرفتن، گوشی و وسایلش رو ضبط کردن، بردنش اداره اطلاعات بعد ظهر آزادش کردن. کل بهشت زهرا هم پر از مأمور و جو امنیتی بوده؛ یعنی حتی سر قبر آدم مرده هم ول نمی‌کنن.

حسین رزاق، کنشگر سیاسی، خودش نوشته رفته بودن برای تشییع کیانوش، اما اسمش تو غسالخونه اصلاً نبود! یعنی چه؟ یعنی سریع و یواشکی خاکش کردن… معلومه که یه چیزهایی رو دارن قایم می‌کنن.

کیانوش سنجری هم درست قبل مرگش تو اکانتش از تصمیم به خودکشی نوشته بود، اما شک‌ها زیاد شده. هر کی این سیستم رو می‌شناسه می‌دونه وقتی رژیم بخواد یه مخالف رو ساکت کنه، سناریو “خودکشی” همیشه دم‌دستشونه.

من که میگم رژیم کشتش، بعدشم می‌خوان بندازن گردن خودش. این روش‌شونه!
سال‌هاست منتقدها “خودکشی می‌کنن”، “سکته می‌کنن”، “از پشت‌بوم می‌افتن”، “تصادف می‌کنن”… ما هم باید باور کنیم؟ نخیر! اینا همون روش قدیمی دستگاه سرکوبه، فقط اسمش هر بار عوض می‌شه.

این قصه بوی خون می‌ده، نه خودکشی.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا