هجوم ۳ صبح، خشونت، ترس، تهدید…
داداش نگاه کن… باز ۳ نصف شب ریختن خونۀ مردم. همون سناریوی تکراری، همون وحشیبازی همیشهگی. اینبار هم رفتن سراغ رامیار ابوبکری، بچۀ ۱۶ سالۀ مهاباد، فقط چون برادر…
داداش نگاه کن… باز ۳ نصف شب ریختن خونۀ مردم. همون سناریوی تکراری، همون وحشیبازی همیشهگی. اینبار هم رفتن سراغ رامیار ابوبکری، بچۀ ۱۶ سالۀ مهاباد، فقط چون برادر…
بابا این علی انتظاری همونیه که فکر کرده چون صندلی ریاست زیر پاشه، میتونه هرچی از دهنش در میاد بلغوره. میاد وسط مملکت، رو صحنه رسمی، با نهایت بیشرفی و بیوجدانی…