چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ · ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ آزادی · اندیشه · روشنگری

اندیشکده یارمحمودیخبر و تحلیل بی‌سانسور ایران

حقوق بشر

مهسا فقط یک دختر نبود؛ نماد یک خیزش بود

نوشته ۱ دقیقه خواندن

بابا این علی انتظاری همونیه که فکر کرده چون صندلی ریاست زیر پاشه، می‌تونه هرچی از دهنش در میاد بلغوره.
میاد وسط مملکت، رو صحنه رسمی، با نهایت بی‌شرفی و بی‌وجدانی، اسم مهسا ژینا امینیِ زنده‌یاد رو میاره و میگه:
«نفله شدن یک دختر خانم کُرد سنی»؟

برو مادر …
این چه لحن چرکیه؟
این چه بی‌حیاییه؟
آدم از شنیدن این جمله حالش بد میشه.

مردک حتی نفهمید مهسا فقط یک دختر نبود؛ نماد یک خیزش بود، درد مردم بود، مظلومیت جلوی چشم جهان بود.
اونوقت این آقا با اون دهن آلوده‌ش میاد درباره‌اش اینطوری حرف می‌زنه؟

بعد هم وقتی دید مردم آتیش گرفتن، دانشجوها خشمگین شدن، جامعه به لرزه افتاد،
یهو روشن شد که «نه، منو بد فهمیدن، عذر می‌خوام»!

نه جانم…
این عذرخواهی برای پاک‌کردن لکه‌ایه که با هیچ چیزی پاک نمی‌شه.
این حرفی که زده، از همون جنسیه که فقط از دستگاه سرکوب و توجیه بیرون میاد.

خود مردم هم می‌گن:
شماها همونایی هستین که یا سکوت کردین، یا توجیه کردین، یا توهین کردین؛
بعدش که واکنش مردم و ترس بالا می‌گیره، تازه یادتون می‌افته «عذرخواهی» هم اختراع شده.

اسم مهسا امینی مقدسه.
شماها چی کار کردین که جرأت کنین حتی سایه‌اش رو آلوده کنین؟
این مردم اسم مهسا رو با احترام می‌برن، با اشک، با خشم، با یادآوری ظلم.
نه با اون لحن کثیف و تحقیرآمیز.

آره…
مجور شد عذرخواهی کنه،
اما نه چون وجدان داره —
چون فشار مردم سنگین‌تر از تحملش بود

بیشتر درباره حقوق بشر

همه خبرهای این موضوع
حقوق بشر

هجوم ۳ صبح، خشونت، ترس، تهدید…

داداش نگاه کن… باز ۳ نصف شب ریختن خونۀ مردم. همون سناریوی تکراری، همون وحشی‌بازی همیشه‌گی. این‌بار هم رفتن سراغ رامیار ابوبکری، بچۀ ۱۶ سالۀ مهاباد، فقط چون برادر…

حقوق بشر

این مادرها را نمی‌شه ساکت کرد

باز هم همون قصه همیشگی، همون فاجعه تکراری، همون درد کهنه‌ای که هی ورمی‌دارن روش نمک می‌پاشن. این بار نوبت دو تا مادر دادخواهه؛ محبوبه رمضانی، مادر پژمان قلی‌پور، و…

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود و نشانی IP شما ذخیره نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند. حریم خصوصی