چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ · ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ آزادی · اندیشه · روشنگری

اندیشکده یارمحمودیخبر و تحلیل بی‌سانسور ایران

اعدام و زندان

خون بی‌گناه یه روز گلوی همین عمامه‌دارها رو سفت می‌گیره

نوشته ۱ دقیقه خواندن

اون چیزی که سر رضا رسایی آوردن، جز یک قتل حکومتیِ کثیف هیچ اسمی روش نمی‌شه گذاشت. یه جوون ۳۴ سالهٔ کُرد رو گرفتن، زیر شکنجه لهش کردن، ازش اعتراف زورکی گرفتن، بعدم نیمه‌شب مثل دزدها بردنش پای چوبه‌دار. اینا اسمش عدالت نیست، اسمش قانونه؟ نه بابا، اینا ماشین کشتار جمهوری اسلامیه.

جسدشو هم مثل همیشه یواشکی، دور از چشم مردم، چپوندن توی خاک. چرا؟ چون خودشونم می‌دونن اگر مردم ببینن چی کردن، آتیش خشمشون دودمان همین آخوندای عمامه‌به‌سر رو می‌بره.

از اون بازجوی شکنجه‌گر گرفته تا اون قاضی فرمالیته‌ مهره‌خور، تا آخرش هم خود علی خامنه‌ای خون‌خوار، همشون تو این جنایت شریکن. اینا حکم نمی‌دن — اینا می‌کُشن. با طناب دار، با گلوله، با شکنجه… با هرچی دستشون برسه.

اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیدن:
درد خانواده‌های آدمایی مثل رضا رسایی خاموش‌کردنی نیست.
خشم مردم هم نه با دار خوابش می‌بره، نه با تهدید.

این رژیم صدبار آدم کشت، هزاربار هم بکشه، آخرش می‌افته — چون خون بی‌گناه، اونم این‌همه، یه روز گلوی همین عمامه‌دارها رو سفت می‌گیره

بیشتر درباره اعدام و زندان

همه خبرهای این موضوع
اعدام و زندان

شریفه محمدی یک نماد است

باز هم یک نام تازه، یک پرونده تازه، یک حکم غیرانسانی دیگر: شریفه محمدی. زن، کارگر، فعال اجتماعی، انسانی که جرمش فقط این بوده که ساکت نمانده. و حالا دادگاه انقلاب…

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود و نشانی IP شما ذخیره نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند. حریم خصوصی