تیر خلاص به چشم امیرمحمد حاتمی بعد از شکنجه با زنجیر
خبر کوتاهه اما سنگین و استخوانسوز: امیرمحمد حاتمی، جوان ۱۸ ساله بختیاری و اهل شاهینشهر اصفهان، تو شامگاه ۱۹ دی تیر خورد، دستگیر شد و بعد زیر دست بازجوها با تیر خلاص به چشم راستش جان باخت. بچهای که بهش میگفتن «اوستا»، مکانیک زحمتکشی که کمکخرج خانوادهاش بود و حواسش به بچههای کار هم بود، حالا باید تو سردخونهها دنبال تیکههای بدنش بگردن.
به گزارش ایران اینترنشنال، خانواده این جوون ۲۰ روز تموم آواره کلانتریها، اداره اطلاعات، مقرهای سپاه پاسداران و سردخونهها بودن. تصورش رو بکنید: پدر و مادر روزی نزدیک به ۱۰۰ تا کیسه سیاه جسد رو زیپ میکشیدن تا ببینن پسرشون اون تو هست یا نه. این چه امنیتیه؟ امنیت کی؟ امنیت یه مشت عمامهدار و دار و دستهشون به قیمت نابود کردن جوونهای مردم؟
کابوس بیستروزه و تیر خلاص
سرانجام بعد از ۲۰ روز سرگردونی، بهشون زنگ میزنن که بیاید واسه شناسایی. صورتی در کار نبوده که بشه شناخت؛ چشمها تخلیه شده، گوشها داغون، تمام تن کبود و خونمرده. جای شکنجه با زنجیر روی بدنش داد میزده که قبل از کشته شدن چی کشیده. آخر سر هم فقط از روی یه زخم قدیمی رو کتف راستش فهمیدن این همون امیرمحمده.
یعنی چی؟ یعنی دستگاه سرکوب به مجروح هم رحم نمیکنه. دستگیرش میکنن، میبرن زیر شکنجه، بعد هم خیلی خونسرد یه تیر خلاص میزنن تو چشمش و میندازنش تو کیسه سیاه پلاستیکی. این قساوت و وحشیگری دیگه حتی اسمش جنایت جنگی هم نیست؛ یه کینه کثیف از نسلیه که تن به خفت و تباهی این حکومت نمیده.
همزمان، گزارشها نشون میده مادران دادخواه پویشی راه انداختن با ۹ تا سیب؛ نماد ۹ ماه بارداری در برابر ۹ ماه داغداری. مادری که بچهاش رو با هزار امید بزرگ کرده، حالا باید تو مرودشت و مشهد و تهران بیاد پای سفره دادخواهی بگه ۹ ماهه صدات رو نشنیدم. از مادر پرهام و حمید گرفته تا تانیا و عاطفه، همهشون ایستادن و فریاد میزنن که دادخواهی تعطیل نمیشه.
حالا چی کار میشه کرد؟
حالا چی؟ حالا وظیفه ما چیه؟ این حکومت سالهاست نشون داده با التماس و دیپلماسی دست از کشتار برنمیداره. واقعیت تلخ و روشن اینه که دیپلماسی غربی هیچ جلوی گلولهها رو نگرفت. تنها زبانی که این جماعت میفهمن فشار سهمگین و همهجانبهست. جامعه جهانی و کشورهای دموکراتیک باید نهادهای امنیتی و فرماندههای سپاه رو کاملاً بایکوت و تحریم کنن و پای میز محاکمه بکشن.
قدم عملی و فوری تکتک ما هم مستندسازی مو به موی این جنایتهاست. نباید بذاریم نام زندهیاد امیرمحمد حاتمی لای آمارها گم بشه. همبستگی با این خانوادهها، بازتاب دادن فریادشون و آمادگی کامل برای نافرمانی مدنی در روز موعود، تنها راه متوقف کردن این تباهیه. این حکومت موندنی نیست، مردم ایران میمونن و ما با هم برای ساختن فردای آزادی آماده میشیم.
پرسش و پاسخ
امیرمحمد حاتمی در چه تاریخی و چگونه کشته شد؟
او در شامگاه ۱۹ دی مجروح و بازداشت شد و پس از تحمل شکنجه با زنجیر، با شلیک تیر خلاص به چشم راست کشته شد.
خانواده امیرمحمد حاتمی چگونه پیکر او را پیدا کردند؟
آنها پس از ۲۰ روز جستوجو در بازداشتگاهها و سردخانهها و باز کردن روزانه حدود ۱۰۰ کیسه جسد، سرانجام از طریق یک زخم قدیمی روی کتف راست پیکرش را شناسایی کردند.
منابع این خبر
- ایران اینترنشنال (۲۷ مهر ۱۴۰۵)
واقعیتهای این خبر از منابع بالا گرفته شده؛ لحن و نظر از نویسنده است.