خون بی‌گناه یه روز گلوی همین عمامه‌دارها رو سفت می‌گیره

اون چیزی که سر رضا رسایی آوردن، جز یک قتل حکومتیِ کثیف هیچ اسمی روش نمی‌شه گذاشت. یه جوون ۳۴ سالهٔ کُرد رو گرفتن، زیر شکنجه لهش کردن، ازش اعتراف زورکی گرفتن، بعدم نیمه‌شب مثل دزدها بردنش پای چوبه‌دار. اینا اسمش عدالت نیست، اسمش قانونه؟ نه بابا، اینا ماشین کشتار جمهوری اسلامیه.

جسدشو هم مثل همیشه یواشکی، دور از چشم مردم، چپوندن توی خاک. چرا؟ چون خودشونم می‌دونن اگر مردم ببینن چی کردن، آتیش خشمشون دودمان همین آخوندای عمامه‌به‌سر رو می‌بره.

از اون بازجوی شکنجه‌گر گرفته تا اون قاضی فرمالیته‌ مهره‌خور، تا آخرش هم خود علی خامنه‌ای خون‌خوار، همشون تو این جنایت شریکن. اینا حکم نمی‌دن — اینا می‌کُشن. با طناب دار، با گلوله، با شکنجه… با هرچی دستشون برسه.

اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیدن:
درد خانواده‌های آدمایی مثل رضا رسایی خاموش‌کردنی نیست.
خشم مردم هم نه با دار خوابش می‌بره، نه با تهدید.

این رژیم صدبار آدم کشت، هزاربار هم بکشه، آخرش می‌افته — چون خون بی‌گناه، اونم این‌همه، یه روز گلوی همین عمامه‌دارها رو سفت می‌گیره

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا