این صفحه یاد کسانی را نگه میدارد که در سال ۱۳۹۱ اعدام یا کشته شدند. در این فهرست ۲۴۰ نام آمده است، از ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ تا ۱۳ اسفند ۱۳۹۱. ۲۲۹ نفر از آنان اعدام شدهاند؛ سال ۱۳۹۱ در این فهرست پیش از هر چیز سال دار است.
سرنوشتها
جز اعدامشدگان، ۸ نفر بیرون از اعتراضات به دست نیروهای حکومتی کشته شدند، ۲ نفر در خارج از ایران ترور شدند و ۱ نفر در بازداشت جان باخت. میانهی سنی ۳۰ سال است؛ جوانترین ۱۹ ساله و مسنترین ۶۵ ساله بود. در این فهرست کودکی زیر ۱۸ سال ثبت نشده و ۱ زن در آن است که منبعش زن بودنش را گفته است.
روزها و جاها
روز ۱۷ آبان ۱۳۹۱ با ۱۶ نام سنگینترین روز این سال است و ۱ خرداد ۱۳۹۱ با ۱۴ نام پس از آن. روزهای ۱۸ شهریور و ۷ دی هر کدام ۱۱ نام و ۱ آبان ۱۰ نام دارند. تهران با ۷۵ نام پرتکرارترین شهر است؛ پس از آن زاهدان با ۲۲، کرج با ۲۱ و شیراز و ارومیه هر کدام با ۱۶ نام قرار دارند. استان کهگیلویه و بویراحمد نیز با ۱۰ نام در میان استانهای این سال است.
سحرگاه ۷ دی ۱۳۹۱ در قزلحصار
در ۷ دی ۱۳۹۱ شش مرد از یک پرونده با هم و مخفیانه در زندان قزلحصار اعدام شدند؛ خانوادههایشان خبر را از نمایندهی مجلس شهرشان شنیدند و پیکرهایشان در بخش اعدامیهای بهشت سکینهی کرج به خاک سپرده شد. اصغر رحیمی ۲۶ ساله در شهرک صنعتی سنندج مغازهی فنی داشت و پدر دو فرزند خردسال بود؛ منبع میگوید «آرزو داشت یکبار دیگر بتواند با فرزندانش بازی کند.» بهنام رحیمی ۳۲ ساله در یک کبابی کار میکرد و تنها چند هفته پیش از بازداشت ازدواج کرده بود؛ به گفتهی همبندانش «فردی ایثارگر بود که زندانیان دیگر را حمایت میکرد».
هوشیار محمدی ۲۴ ساله، دانشجوی کامپیوتر دانشگاه کردستان و تنها پسر خانوادهای کشاورز، باور داشت حکمش تنها برای ترساندن است و بهزودی آزاد میشود. محمدظاهر بهمنی ۲۳ ساله که در تراشکاری برادرش در مریوان کار میکرد، در زندان در یک سال و نیم قرآن را حفظ کرده بود. او نوشته بود: «در دادگاه حتی اجازه حرف زدن و دفاع کردن به ما داده نشد». بهرام احمدی ۲۰ ساله، دانشآموز سال آخر ریاضی فیزیک در سنندج، نیز در میان آنان بود؛ او آرزو داشت به سرای سالمندان برود و به پدربزرگها و مادربزرگهای تنها سر بزند.
دیگران
صفیه غفوری ۲۸ ساله، خانهدار، که به گفتهی منبع «خیلی خوب مینوشت، اهل مطالعه بود و کتاب میخواند»، صبح ۲۲ تیر ۱۳۹۱ بیحضور پزشک و بیرعایت تشریفات معمول در زندان عادلآباد شیراز اعدام شد. ساعتی پیش از اعدام، دوستانش در کانون اصلاح و تربیت به وکیلش زنگ زدند و گفتند: «هر کاری که میتوانید برایش بکنید». ستار بهشتی ۳۵ ساله، کارگر روزمزد و وبلاگنویس که نانآور مادر پیر و بیمارش بود، در آبان ۱۳۹۱ در بازداشتگاه پلیس فتای تهران جان باخت. او نوشته بود: «بنده به عنوان یک ایرانی میگویم من نمیتوانم دربرابر این همه مصیبت سکوت کنم.» به گفتهی منبع، پیکرش را به خانواده ندادند.
دربارهی این فهرست
فهرست جاویدنامان سال ۱۳۹۱ کامل نیست. شمار واقعی اعدامهای سال ۱۳۹۱ از ۲۲۹ بیشتر است و ما تنها نامی را ثبت میکنیم که منبع دارد. تقریباً همهی نامهای این صفحه از بنیاد عبدالرحمن برومند آمدهاند، که ۲۴۴ گزارش برای این سال در منابع ما دارد؛ ویکیپدیای انگلیسی، ویکیپدیای فارسی و مرکز حقوق بشر در ایران هر کدام ۲ مورد را گزارش کردهاند. هر نام سال ۱۳۹۱ دستکم یک منبع دارد، و برخی از آنها تنها همین یک منبع را. برای ۲۰ نفر شرحی از زندگی در دست است. اگر یکی از جاویدنامان سال ۱۳۹۱ را میشناختید، خاطره یا اصلاح خود را با ما در میان بگذارید.