این صفحه یاد ۱۶۶ تن از مردم سنندج، مرکز استان کردستان، را نگه میدارد؛ از ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۵. ۱۰۹ نفر از آنان اعدام شدهاند و ۳۵ نفر در اعتراضات کشته شدهاند. ۸ نفر در بازداشت جان باختهاند و ۵ نفر بیرون از اعتراضات به دست نیروهای حکومتی کشته شدهاند. ۶ نفر در خطر اجرای حکم اعداماند، ۲ نفر به اعدام محکوم شدهاند و حکم یک نفر تأیید شده است.
سالها و روزها
سال ۱۴۰۱ با ۳۴ نام سنگینترین سال سنندج است و پس از آن ۱۴۰۴ با ۲۷ نام، ۱۳۹۸ با ۱۹ نام و ۱۳۹۹ با ۱۷ نام میآیند. سال ۱۳۹۲ با ۱۴ نام و سال ۱۴۰۲ با ۱۳ نام نیز سهم چشمگیری دارند. دو روز هر کدام ۶ نام دارند: ۱۸ مهر ۱۳۹۲ و ۴ آبان ۱۴۰۱. روزهای ۵ بهمن ۱۳۹۲ و ۱۶ مهر ۱۴۰۱ هر کدام ۴ نام دارند و ۱۸ دی ۱۳۹۳، ۳ نام. سنها از ۱۶ تا ۷۰ سال است و میانهی آن ۳۰ سال. ۴ نفر زیر ۱۸ سال بودهاند و منابع دربارهی ۱۹ نفر نوشتهاند که زن بودهاند.
سارینا ساعدی و محمدآریان خوشگوار
سارینا ساعدی ۱۶ ساله کلاس نهم بود؛ «نوجوان ۱۶ سالهای که آرزو داشت پزشک یا استاد دانشگاه شود.» او نوشته بود: «میخواهم فرد مفیدی برای خودم، خانواده و جامعهام شوم.» در ۴ آبان ۱۴۰۱ با ضربات باتوم زخمی شد و یک روز بعد در بیمارستان جان باخت. مادرش زیر فشار قرار گرفت تا روایتی دیگر جلوی دوربین بگوید، اما گفت: «خون دخترم را نمیفروشم».
محمدآریان خوشگوار ۱۷ ساله، دانشآموز رشتهی تاسیسات، در کارگاه کابینتسازی و مغازهی نان فانتزی پدرش کار میکرد. نزدیکانش او را «آرام، باهوش و پرتلاش» میدانستند. در راه خانه با چاقو و باتوم زخمی شد، چهار ماه در کما ماند و در ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ جان باخت.
مهر ۱۴۰۱
پیمان منبری ۲۵ ساله نردهی استیل میساخت و «به تازگی با فردی که شش سال عاشقش بود، عقد کرده بود». یحیی رحیمی ۳۱ ساله کاشیکار بود و یک سال از ازدواجش میگذشت؛ او و همسرش آرزو داشتند خانهشان را روی زمینی که خریده بودند بسازند. محمد امینی ۳۹ ساله پیمانکار ساختمان بود و خانهای برای خود میساخت تا تشکیل خانواده دهد. هر سه در ۱۶ مهر ۱۴۰۱ کشته شدند. پدر یحیی گفته است: «پسر من کشته شده، من قاتل را میخواهم، هیچ چیز دیگری نمیخواهم». زانیار الله مرادی ۲۵ ساله، کارگر و دانشجوی برق، نیز در آبان ۱۴۰۱ کشته شد؛ نزدیکانش میگویند: «زانیار هیچوقت نمیخواست کسی آسیب ببیند.»
اعدام و مرگ در بازداشت
شراره الیاسی ۲۲ ساله، که در ۱۶ سالگی به خاطر تنگدستی خانواده ازدواج کرده بود، در ۲۲ آبان ۱۳۹۷ در زندان مرکزی سنندج اعدام شد. آشنایی او را «زیبا، خندهرو، خونگرم، مهربان و خوشپوش» توصیف کرده است. شورش مهدیخانی ۲۶ ساله، شاگرد بنا، در ۸ مرداد ۱۳۸۸ اعدام شد و ابوبکر شافعی ۴۹ ساله، «متاهل و دارای ۶ فرزند»، در ۱۲ مرداد ۱۳۸۸. علی مرادی، کارگر ساختمان، در زندان با شستن ظرف برای دیگران به فرزندانش کمک میکرد. سارو قهرمانی ۲۴ ساله که برای تدارک عروسیاش به سنندج بازگشته بود، در بازداشتگاه ادارهی اطلاعات جان باخت؛ مادرش گفته است بر بدن او «آثار کبودی» دیده میشد. رئوف شیخی ۲۲ ساله در ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ در یک تاکسی به رگبار بسته شد. اتهامهای این صفحه همان است که مقامات گفتند، نه حکمی بر گناه.
منابع و ناتمامی
۱۶۶ نام همهی جاویدنامان سنندج نیست؛ شمار واقعی بیشتر است و فهرست ما تنها نامهای دارای منبع را در بر دارد. منابع اصلی شبکه حقوق بشر کردستان با ۹۶ مورد، بنیاد عبدالرحمن برومند با ۷۹، کانون حقوق بشر ایران با ۷۳، ویکیپدیای فارسی با ۳۴، شبکه حقوق بشر کردستان (نسخهی انگلیسی) با ۳۱، هرانا با ۲۲، ویکیپدیای انگلیسی با ۱۷، وبسایت کانون حقوق بشر ایران با ۱۱، ههنگاو با ۱۰ و ایران وایر با ۷ مورد هستند. برخی ثبتها یک منبع دارند. اگر یکی از این مردم سنندج را میشناختید، خاطره یا تصحیح خود را برای ما بفرستید.