این صفحه به ۷۴ تن از کسانی اختصاص دارد که نامشان با منبع و با شهر اسلامشهر در استان تهران در فهرست ما آمده است. فهرست اسلامشهر تقریباً یکسره فهرست اعتراض است: ۷۳ نفر در اعتراضات کشته شدهاند و ۱ نفر در بازداشت جان باخته است. در این صفحه نام هیچ اعدامشدهای نیامده است. نخستین تاریخ آن ۲۵ آبان ۱۳۹۸ است و آخرین آن ۳۰ دی ۱۴۰۴.
دو آبان و یک دی
نامهای اسلامشهر از سه سال آمدهاند. ۱۱ نام از سال ۱۳۹۸ است: دو نام از ۲۵ آبان، سه نام از ۲۶ آبان و سه نام از ۲۷ آبان ۱۳۹۸. از سال ۱۴۰۱ دو نام در این صفحه هست. و ۶۱ نام از سال ۱۴۰۴، که بیشترشان به دو روز برمیگردند: ۱۸ دی ۱۴۰۴ با ۲۱ نام و ۱۹ دی ۱۴۰۴ با ۱۵ نام.
اسلامشهر در این فهرست شهر جوانان است. میانهی سنها ۲۳ سال است و مسنترین فرد ۴۷ ساله بود. ۱۸ نفر زیر ۱۸ سال داشتند؛ کودکانی که جوانترینشان بر پایهی دادهها ۲ ساله بود. تنها برای ۲ نفر در منابع بهروشنی آمده که زن بودهاند. چند تن از کشتهشدگان، به گفتهی منابع، اصالتاً از شهرهای دیگر بودند و در اسلامشهر زندگی میکردند؛ از کنگاور، دیواندره، سراب، بیجار و جاهای دیگر.
کسانی که به دیگران کمک میکردند
ناصر شیرازی کرامه ۴۴ ساله فرماندهی «حریق و نجات» با ۲۲ سال سابقه در آتشنشانی تهران و پدر دختری ۱۵ ساله بود. او آن شب خارج از شیفت کاریاش در خیابان بود و به گفتهی منبع در حالی که به فردی زخمی کمک میکرد، با گلولهی جنگی به پهلو زخمی شد. او روز بعد به کما رفت و همان شامگاه جان داد. علی جانانی ۲۰ ساله، پیک موتوری، به گفتهی منبع «وقتی که میخواست یک زن مجروح را از بین سطلهای زباله شهری که سنگر کرده بودند، نجات دهد، از سر و سینه هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.» او در آخرین استوریاش نوشته بود: «برای به دست آوردن بهترین روزای زندگیت باید تو بدترین روزای زندگیت بجنگی.»
خانوادهها در خیابان
امیررضا میرزایی ۲۸ ساله، که فوقدیپلم مدیریت داشت و قرار بود پس از عید بهجای پدرش در طباخی خانوادگی کار کند، همراه مادر و دو خواهرش در اعتراضات بود. به گفتهی منبع او خانواده را به کوچهای فرعی برد و وقتی سرش را بیرون آورد تا ببیند مأموران دنبالشان هستند یا نه، با گلوله به سر کشته شد؛ «امیررضا در آغوش خواهرش به زمین افتاد.» خانوادهاش پنج شبانهروز به دنبال پیکرش بودند.
مهدی شفیعی ۴۱ ساله، کارگر ساختمانی، و پسرش مانی هر دو در ۱۸ دی در اسلامشهر کشته شدند. به گفتهی منبع «از خانواده چهار نفره آنها تنها مادر و دختر باقی ماندهاند». پیکر پدر و پسر به روستای چنارشیخ در اسدآباد همدان برده شد. صابر وفادار چچکلو ۴۱ ساله، نجاری که پدر دختری خردسال بود، نزدیک یک مسجد با گلوله به ران زخمی شد و جان باخت.
کودکان و جوانان
آرین قاسمی زاده، نوجوانی از کنگاور که کشتی و ژیمناستیک کار میکرد و تازه دورهی آرایشگری را تمام کرده بود، در ۱۹ دی با گلولهی جنگی به پشت زخمی شد و چند ساعت بعد در بیمارستان جان داد. ارسلان قهرمانی ۲۷ ساله، که تازه سربازیاش را تمام کرده بود، با دو گلوله به قلب و گردن کشته شد. آیت درخشان، پدر دو کودک، پس از یک هفته در بیمارستان از عفونت زخم گلوله جان داد.
دربارهی منابع و ناتمام بودن این فهرست
این ۷۴ نام همهی جاویدنامان اسلامشهر نیستند؛ شمار واقعی بیشتر است و ما تنها نامی را ثبت میکنیم که منبعی برای آن داریم. بیشترین سهم منابع این صفحه را ایران اینترنشنال با ۴۸ مورد و هرانا با ۴۳ مورد دارند؛ پس از آن وبسایت کانون حقوق بشر ایران با ۲۷، ویکیپدیای فارسی با ۱۷ و وبسایت ایران اینترنشنال با ۱۳ مورد آمدهاند. عفو بینالملل نیز ۸ مورد را گزارش کرده است. هر نام دستکم یک منبع دارد، ولی برخی تنها یکی و گاه منابع در سن یا روز با هم یکی نیستند. برای ۱۶ نفر شرحی از زندگی در دست است. اگر یکی از جاویدنامان اسلامشهر را میشناختید، خاطره یا اصلاح خود را برای ما بفرستید.