این صفحه یاد ۶۳۷ تن از مردم زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان، را نگه میدارد؛ از ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ تا ۲۰ مهر ۱۴۰۵. ۴۱۶ نفر از آنان اعدام شدهاند و ۱۶۹ نفر در اعتراضات کشته شدهاند. ۱۲ نفر بیرون از اعتراضات به دست نیروهای حکومتی کشته شدهاند، ۱۰ نفر در بازداشت جان باختهاند، ۳ نفر به دست نیروهای حکومتی کشته شدهاند و یک نفر در خارج از ایران ترور شده است. برای گروهی دیگر هنوز پایانی نوشته نشده است: ۱۵ نفر در خطر اجرای حکماند، ۹ نفر به اعدام محکوم شدهاند، حکم یک نفر تأیید شده و یک نفر با اتهامی روبهروست که مجازات آن اعدام است.
۸ مهر ۱۴۰۱
یک روز در این فهرست بیش از هر روز دیگری سنگینی میکند: ۸ مهر ۱۴۰۱، روزی که ۱۴۱ نفر از مردم زاهدان کشته شدند. سال ۱۴۰۱ در کل ۲۴۱ نام دارد. اما زاهدان پیش از آن نیز سالهای سنگینی از سر گذرانده بود: ۵۶ نام در ۱۳۹۲، ۳۴ نام در ۱۳۹۳، ۲۸ نام در ۱۳۸۸ و ۳۸ نام در ۱۴۰۰. روز ۴ آبان ۱۳۹۲ با ۱۶ نام، ۲۳ تیر ۱۳۸۸ با ۱۳ نام، و ۲۹ آذر ۱۳۸۹ و ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ هر کدام با ۱۱ نام، روزهاییاند که چند نفر با هم جان دادند.
سنها از ۲ تا ۸۸ سال است و میانهی آن ۲۸ سال. ۳۰ نفر از این مردم زیر ۱۸ سال بودهاند و منابع دربارهی ۴۴ نفر نوشتهاند که زن بودهاند. برای ۱۵۹ نفر جزئیاتی از زندگی در دست داریم.
مصلای مکی
فرزاد شهبخش ۲۶ ساله شاگرد کاشیکار بود و همراه برادر بزرگترش خرج خانوادهای هشتنفری را میداد. او را چنین وصف کردهاند: «آرام، خیرخواه، اجتماعی، خوش برخورد، امین، متعهد، مهربان، صلحطلب و شوخطبع بود». در ۸ مهر ۱۴۰۱ در مصلای مسجد مکی از پشت با گلوله به قلبش کشته شد. امید شهنوازی ۲۰ ساله کارگر ساختمانی بود و «متاهل و دارای یک فرزند دختر دو ساله». منبع مینویسد: «او به مدرسه نرفته بود چون در کودکی شناسنامه نداشت.» اما در مسجد درس خوانده و مولوی شده بود. او نیز هنگامی که برای نماز جمعه به مصلای مکی رفته بود، با سه گلولهی تکتیرانداز کشته شد.
۴ آبان ۱۳۹۲
در این روز، به نوشتهی منابع، ۱۶ نفر با هم در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شدند. حبیبالله ریگینژاد شورکی ۳۳ ساله پارچهفروش بود و «متاهل و دارای یک فرزند دختر ۳ ساله». او پس از ۱۵ ماه انفرادی، برای نخستین بار پس از یک سال و نیم همسر و دخترش را دید. منبع مینویسد او به یازده سال حبس محکوم بود. حامد وکالت ۲۹ ساله نگهبان شرکت اسکلهسازی بود و به خاطر فقر خانواده از ۱۰ سالگی به مدرسه رفته بود. عبدالوهاب ریگی ۲۲ ساله طلبه بود و مهرالله ریگی ماهرنیا ۲۲ ساله «موقع بازدشت ۱۷ سال داشت.» او گفته بود: «من هم به خاطر اینکه از لحاظ سنی از همه کوچکتر بودم میگذاشتم همه بروند و آخر از همه بیرون از سلول میرفتم». پیکر هیچکدام به خانوادهها داده نشد. اتهامی که به آنان نسبت داده شد، همان است که مقامات گفتند، نه حکمی بر گناه.
زکریا ریگی
زکریا ریگی ۲۷ ساله در زندان پیشنماز مسجد بود و قرآن درس میداد، و «اگر در زندان از طرف خانواده پولی به دست او میرسید، آن را با زندانیان نیازمند تقسیم میکرد». در ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ در بازداشت جان باخت. مسئولان گفتند خودکشی کرده؛ خانوادهاش میگوید: «او اهل خودکشی نبود!»
منابع و ناتمامی
۶۳۷ نام همهی جاویدنامان زاهدان نیست؛ شمار واقعی بیشتر است و ما فقط نامی را میافزاییم که منبع دارد. منابع اصلی بنیاد عبدالرحمن برومند با ۳۹۲ مورد، کانون حقوق بشر ایران با ۲۸۸، حالوش با ۱۴۹ و ۸ مورد، ویکیپدیای انگلیسی با ۱۲۲، ویکیپدیای فارسی با ۱۱۹، هرانا با ۵۰، سازمان حقوق بشر ایران با ۱۳ و وبسایت کانون حقوق بشر ایران با ۱۲ مورد هستند. برخی ثبتها تنها یک منبع دارند. اگر یکی از این مردم زاهدان را میشناختید، خاطره یا تصحیح خود را برای ما بفرستید.