این صفحه یاد شهروندان افغانستان را نگه میدارد که در ایران کشته یا اعدام شدند، یا اکنون در خطر اعدام هستند. در این فهرست ۱۲۴ نام آمده است: مردان و زنانی که بسیاری از آنان برای کار به ایران آمده بودند، در ایران بزرگ شده بودند یا حتی در ایران به دنیا آمده بودند. نخستین تاریخ این فهرست ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ است و آخرین آن ۲۹ مرداد ۱۴۰۵. ما کسی را در این صفحه میآوریم که منبعش صریحاً گفته باشد شهروند یا تبعهی افغانستان بوده است؛ بنابراین بیگمان شهروندان افغانستانی دیگری هم در فهرست کلی ما هستند که منبعشان به ملیتشان اشاره نکرده است.
سرنوشتها
بیشتر نامهای این صفحه، ۱۱۴ نفر، اعدام شدهاند. ۳ نفر در بازداشت جان باختند، ۳ نفر در اعتراضات کشته شدند و ۲ نفر بیرون از اعتراضات به دست نیروهای حکومتی کشته شدند. ۱ نفر در خطر اجرای حکم اعدام است و ۱ نفر به اعدام محکوم شده است. میانهی سنی این فهرست ۳۳ سال است؛ جوانترین ۱۵ ساله و مسنترین ۸۸ ساله بوده است. ۲ نفر زیر ۱۸ سال بودهاند، و ۱۶ زن در این فهرست هستند که منبعشان زن بودنشان را ذکر کرده است.
مشهد با ۲۴ نام پرتکرارترین شهر است و پس از آن زاهدان با ۱۴، کرج با ۱۳، اصفهان با ۱۰ و تهران با ۶ نام میآیند. بندرعباس و شیراز هر کدام ۴ نام دارند و تایباد، یزد و قزوین هر کدام ۳ نام. سال ۱۳۸۹ با ۲۱ نام سنگینترین سال است و دلیلش بیشتر یک روز است: ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ که ۱۶ شهروند افغانستان در آن اعدام شدند. سال ۱۴۰۱ با ۱۴ نام، ۱۴۰۴ با ۱۲ نام و ۱۴۰۲ با ۱۱ نام نیز سالهای سنگینیاند. روزهای ۲۶ فروردین ۱۳۹۳، ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ و ۴ مرداد ۱۴۰۱ هر کدام ۳ نام دارند.
چند زندگی
جنت میر هنگام اعدام نوجوان بود. منبع میگوید او «تا صنف نهم مکتب درس خوانده بود» و در جستجوی کار به ایران آمده بود. برادرش سن او را ۱۵ سال گفته است. او در ۲۶ فروردین ۱۳۹۳ در زندان دستگرد اصفهان به دار آویخته شد و ماموران حتی اجازه ندادند برادرش از پیکر او عکس بگیرد تا به خانواده نشان دهد. وزیراحمد امردین ۲۲ ساله، به گفتهی منبع «از سن ۱۶ سالگی در زندان بود»؛ او در ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ همراه ۵ نفر دیگر در بندرعباس اعدام شد و برادرش نیز در میان اعدامشدگان است.
احسانالله احسانی ۲۰ ساله، از قوم هزاره، کارگر جوشکار و بنا و فوتبالیست بود و تازه با دوستی ایرانی قهوهخانهای باز کرده بود. او در اردیبهشت ۱۳۹۵ پس از شکنجه در بازداشت جان باخت. از او این کلمات مانده است: «بابا بیا این جا من را دارند میزنند و میگویند تو اینها را گردن بگیر.» علیرضا رضایی ۲۴ ساله در رادیو تلویزیون ملی افغانستان کار کرده بود و صدابردار و دستیار کارگردان بود؛ او در ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ در بازداشتگاه مرزی جان داد و خواهرش هنگام شستن پیکرش کبودی روی سینهاش دید.
نثارمحمد کامرانی، پدر چهار فرزند، با خرید و فروش پلاستیک و نان خشک زندگی میگذراند. نزدیکانش گفتهاند: «او یک کارگر ساده است و ما هیچ نوع خلافی از او ندیدهایم». او در ۱ اسفند ۱۳۸۹ در اصفهان اعدام شد و خانواده اجازه نیافت پیکرش را به افغانستان ببرد. عبدالرحیم صدیقی، گلهدار ۲۶ سالهای که از پدری افغان و مادری ایرانی در اردوگاهی نزدیک بیرجند به دنیا آمده بود، در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ اعدام شد و پیکرش در روستای جرگ در فراه به خاک سپرده شد.
دربارهی این فهرست
فهرست شهروندان افغانستان کامل نیست. شمار واقعی بیشتر است؛ نام بسیاری از مهاجرانی که در ایران اعدام یا کشته شدند هرگز منتشر نشد، و ما تنها نامی را میآوریم که منبعی برای آن داشته باشیم. بیشتر این نامها از بنیاد عبدالرحمن برومند با ۸۱ مورد آمده است؛ پس از آن کانون حقوق بشر ایران با ۳۴، حالوش با ۲۰، مرکز حقوق بشر در ایران با ۱۴ و شبکه حقوق بشر کردستان با ۱۱ مورد قرار دارند. هر نام دستکم یک منبع دارد، اما برخی تنها بر یک منبع تکیه دارند. برای ۲۹ نفر شرحی از زندگی در دست است. اگر یکی از این ۱۲۴ نفر را میشناختید، در ایران یا در افغانستان، خاطره یا اصلاح خود را برای ما بفرستید.