احسانالله احسانی
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ در بازداشت جان باخت
زندگی
- او کارگر جوشکار، بنا و سنگکار بود و چند ماه آخر زندگیاش با یکی از دوستان ایرانیاش یک قهوهخانه تاسیس کرده بود
- آقای احسانی که فرزند یک خانواده پرجمعیت و نسبتا فقیر بود
- آقای احسانی جوان ۲۰ ساله افغانستانی، ساکن یزد و فوتبالیست بود
- تبعه افغانستان و از قوم هزاره بود
- تا کلاس اول راهنمایی درس خواند، اما به دلیل برخوردهای تبعیضآمیز و تحقیرآمیز مدرسه را رها کرد
- آقای احسانی شخصی آرام و نسبتا جدی بود
- مادرش را خیلی دوست داشت و برای آرامش و خوشحالی او میکوشید
- میگفت میخواهد پول جمع کند و به کانادا برود
- او به ورزش فوتبال علاقه داشت و در تیم محلهشان فوتبال بازی میکرد
به روایت نزدیکان
«بابا بیا این جا من را دارند میزنند و میگویند تو اینها را گردن بگیر. میزنند؛ من را زیاد میزنند. من هیچ کاری نکردهام. فقط بیا بگو من را نزنند.»— آقای احسانی
«لاغر شده بود. یک جور دیگری شده بود ... چون بچه بود و ترسیده بود.— برادر آقای احسانی
جمجمه برادر من دچار شکستگی شده و در بیمارستان سرش تورفتگی داشته است».— برادر آقای احسانی
چگونه جان باخت
- آقای احسانالله احسانی در بامداد پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ در بیمارستان فاطمه زهرا در مهریز درگذشت
- ماموران آگاهی با انتقال آقای احسانی به بیرون از اداره آگاهی او را بعد از ضرب و شتم در صندوق عقب ماشین گذاشته و در صندوق را بسته بودند و به مدت چهار ساعت در دمای ۴۴ درجه سانتیگراد زیر آفتاب در حالی که ماشین روشن بوده، او را در همان حالت نگه داشته بودند
- «او را با سر و وضع خونین آوردند. قلبش پاره شده، خونریزی داخلی کرده، سرش هم خونریزی کرده و تو رفتگی دارد، فقط دعا کنید، احتمال کمی هست که زنده بماند.»
- اعدام » مرگ در دوران بازداشت/زندان
پس از مرگ
- ماموران اطلاعات به خانواده آقای احسانی اجازه ندادند بنا بر آیین مرسوم جسد او را پیش از خاکسپاری به خانه و محلشان ببرند
- به خانواده آقای احسانی اجازه ندادند برای آخرین بار صورت او را ببینند، چرا که صورت او جای زخم و شکنجه داشت و میترسیدند کسی عکس بگیرد
- خانواده آقای احسانی تهدید شدهاند که در صورت پیگیری این پرونده «برایشان بد میشود و مدارک اقامتشان باطل بشود»
- تنها یک مامور به اتهام کتک زدن با خطکش و جلوگیری از خروج متوفی با بستن شیشه و قفل خودرو بزهکار شناخته شد
- خانواده آقای احسانی بعد از این ماجرا دچار افسردگی شدهاند و از خانه بیرون نمیروند. مادر او هر روز گریه میکند و پدرش حوصله حرف زدن با کسی را ندارد.
منابع
در فهرستهای
- جاویدنامان در بازداشت و زندان
- اتباع افغانستان
- کارگران
- جاویدنامان و محکومان به اعدام سال ۱۳۹۵
- جاویدنامان استان یزد
دربارهی این شخص اطلاعی دارید یا نکتهای نادرست است؟ ثبت اطلاعات