این صفحه یاد ۷۲ کارگر را نگه میدارد؛ کارگران ساختمانی، روزمزدها، جوشکارها، کارگران کارگاه و کارخانه و کسانی که از نوجوانی برای نان خانواده کار کردند. نخستین تاریخ این صفحه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ است و آخرین آن ۲۰ مرداد ۱۴۰۵. ۴۰ نفر از آنان در اعتراضات کشته شدند و ۲۰ نفر اعدام شدند. ۵ نفر در بازداشت جان باختند. یک نفر در خارج از ایران ترور شد، یک نفر بیرون از اعتراضات و یک نفر دیگر به دست نیروهای حکومتی کشته شدند و یک نفر در شرایطی مشکوک درگذشت. حکم اعدام یک نفر تأیید شده، یک نفر به اعدام محکوم شده و یک نفر با اتهامی روبهروست که مجازات آن اعدام است.
سالها و شهرها
نام کارگران در تقریباً همهی سالهای این فهرست دیده میشود، از ۲ نام در ۱۳۸۸ تا ۴ نام در ۱۳۹۵، اما سال ۱۴۰۴ با ۳۷ نام بیش از نیمی از صفحه را در بر دارد؛ ۱۹ کارگر در ۱۸ دی ۱۴۰۴، ۷ کارگر در ۱۹ دی ۱۴۰۴ و ۳ کارگر در ۱۳ دی ۱۴۰۴ کشته شدند. تهران با ۱۴ نام، کرج با ۱۱، کرمانشاه با ۵ و مشهد با ۴ نام بیشترین شمار را دارند. سنها از ۱۵ تا ۵۴ سال است و میانهی آن ۲۸ سال. ۸ نفر زیر ۱۸ سال بودهاند؛ کودکانی که به جای مدرسه کار میکردند. منابع دربارهی ۳ نفر نوشتهاند که زن بودهاند.
دی ۱۴۰۴
مصیب نظامی ۳۲ ساله، کشاورز و کارگر در بروجرد، که به نوشتهی منبع با وجود تحصیلات «تن به کار در نهادهای حکومتی و دولتی نداده بود»، نانآور مادر سالخورده و خواهرش بود. از او این جمله مانده است: «اگر کشته شدم، به خون من خیانت نکنید.» او در ۱۸ دی ۱۴۰۴ زخمی شد و به نوشتهی منبع، پس از انتقال به بیمارستان با تیر خلاص کشته شد. پارسا رحمتی، تنها پسر خانواده، که پس از دیپلم برای کمک به خرج خانه در کارگاهی کوچک کار میکرد، در همان روز در محلهی فلاح تهران با گلوله به گردن کشته شد. محسن قهرمانپور ۲۲ ساله، کارگری که تازه کار کانکسسازی را آغاز کرده بود و میخواست کارآفرین شود، در تهرانپارس از فاصلهی یک متری هدف قرار گرفت.
پیشتر
فرزاد انصاریفر ۲۷ ساله، کارگر ساختمانی در بهبهان که برای کمک به خانواده مدرسه را رها کرده بود و کاشیکاری و موزاییککاری میکرد، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ از پشت گلوله خورد. احسانالله احسانی ۲۰ ساله، کارگر جوشکار و بنای افغانستانی از قوم هزاره، ساکن یزد و فوتبالیست، که به سبب رفتار تبعیضآمیز مدرسه را ترک کرده بود، در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ در بازداشت جان باخت.
اعدامشدگان
از ۲۰ کارگر اعدامشده، چند نفر در یک روز یا یک پرونده به دار آویخته شدند. جهانگیر دهقانی ۲۸ ساله، کارگر بازیافت زباله، و برادرش جمشید در ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ در رجاییشهر اعدام شدند؛ هادی حسینی ۳۱ ساله، کارگر ساده و پدر پسری هشتساله، نیز در همان روز. سیدمحمد حسینی ۳۹ ساله، کارگر شرکت مرغک قزوین که به کودکان فقیر رایگان ورزش رزمی میآموخت، در ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شد؛ او گفته بود: «من بدون پدر و مادر و با سختی بزرگ شدم». علیرضا مددپور، که برای خرج تحصیل کارگری میکرد، در ۶ شهریور ۱۳۹۵ و محسن نصیری، دستفروشی از خانوادهای کارگری، در ۲۲ دی ۱۳۹۴ اعدام شدند. اتهامها روایت مقامات است، نه حکمی بر گناه.
منابع و ناتمامی
این ۷۲ نام همهی کارگران جاویدنام نیست؛ تنها کسانی را در بر دارد که منابع از کارشان گفتهاند، و دربارهی بسیاری از کارگران در منابع شغلی ثبت نشده است. منابع اصلی ایران اینترنشنال و هرانا هر کدام با ۳۴ مورد، وبسایت کانون حقوق بشر ایران با ۳۳، وبسایت ایران اینترنشنال با ۲۸، بنیاد عبدالرحمن برومند با ۲۶، شبکه حقوق بشر کردستان (نسخهی انگلیسی) با ۲۵، کردپا با ۲۲، سازمان حقوق بشری هانا با ۱۸، ایران اینترنشنال (انگلیسی) با ۱۷ و ویکیپدیای فارسی با ۱۶ مورد هستند. اگر همکار یکی از این کارگران بودید، خاطره یا تصحیح خود را برای ما بفرستید.