این صفحه یاد ۲۵۱ نفری را نگه میدارد که در بازداشتگاه یا زندان جان باختند: زیر شکنجه، در سلول، یا اندکی پس از آنکه از بازداشت بیرون آمدند. از این ۲۵۱ نفر، ۲۴۹ نفر در بازداشت جان باختند و ۲ نفر پس از آزادی از بازداشت درگذشتند. نخستین نام این فهرست به ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ برمیگردد و آخرین آن به ۲۰ مرداد ۱۴۰۵. اینها کسانیاند که زنده به دست مأموران سپرده شدند و زنده بازنگشتند. در بسیاری از این پروندهها، روایت رسمی از علت مرگ با آنچه خانوادهها روی پیکر عزیزشان دیدند فرق داشت.
سالها، جاها و سنها
مرگ در بازداشت در بیشتر سالهای این فهرست دیده میشود، اما سال ۱۴۰۱ با ۱۰۶ نام از همه سنگینتر است. پس از آن ۱۴۰۴ با ۲۹ نام، ۱۴۰۲ با ۲۳ نام، ۱۴۰۳ با ۱۳ نام و ۱۴۰۰ با ۱۲ نام میآیند. روزهای ۲۳ مهر ۱۴۰۱ با ۷ نام و ۱۷ مهر ۱۴۰۱ با ۶ نام سنگینترین روزها هستند. تهران با ۲۶ نام پرتکرارترین شهر است و پس از آن ارومیه با ۲۱، کرج با ۱۲، زاهدان با ۱۰ و سنندج و مهاباد هر کدام با ۸ نام قرار دارند. آذربایجان غربی با ۳۸ نام در صدر استانهاست. میانهی سنی جاویدنامان ۲۸ سال است؛ جوانترینشان ۱۴ ساله و مسنترینشان ۶۵ ساله بود. ۱۱ نفر زیر ۱۸ سال داشتند، کودکانی که در بازداشت جان دادند، و ۱۷ زن نیز در این فهرست هستند.
چند زندگی
آیدا رستمی ۳۶ ساله پزشک عمومی بود. به گفتهی منبع او «در اعتراضات زن، زندگی، آزادی به مداوای مخفیانه مجروحان در خانههایشان میپرداخت.» او به زلزلهزدگان کرمانشاه داوطلبانه کمک کرده بود و بیماران بیبضاعت را رایگان درمان میکرد. آیدا در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ جان باخت؛ پیکرش با صورت آسیبدیده و دست شکسته تحویل داده شد و به خانواده نامهای دادند که علت مرگ را «تصادف» میخواند.
آرش طلوع شیخزاده ۳۵ ساله در یک کافهی مشهد باریستا بود؛ منبع او را «جوانی هنرمند» و «حساس به موضوعات اجتماعی و سیاسی» مینامد. او در ۱۷ بهمن در خانهاش به دست اطلاعات سپاه بازداشت شد و با سر و دست و پای شکسته به بیمارستان رسید. در روایتی از روزهای آخر او آمده است: «وقتی آرش را به بیمارستان میبرند، سطح هوشیارش ۲.۵ بود، اما پس از سه روز بستری، سطح هوشیارش به ۵ رسیده بود که نشانهای از بهبود نسبی است، با این حال دستگاه آرش را قطع کردند و عملا او را کشتند.»
زکریا ریگی ۲۷ ساله، دانشآموز ریاضی فیزیک و پیشنماز مسجد زندان زاهدان، به گفتهی منبع «نسبت به حقوق دیگران حساس بود و نمیتوانست تحمل کند که به کسی ظلم بشود.» رئیس حفاظت اطلاعات زندان با باتوم برقی به سرش زد و او را در حالی که سرش خونریزی میکرد به انفرادی انداخت. فردای آن روز، ۲۸ اسفند ۱۳۹۰، همبندانش به خانواده خبر دادند که او کشته شده است. مسئولان زندان ابتدا مرگش را انکار کردند و سپس گفتند خودکشی کرده است. از نزدیکانش این جمله مانده است: «او اهل خودکشی نبود!»
علیرضا خاربو ۲۰ ساله از دیزیچه تازه سربازیاش را تمام کرده و با وانتی کار میکرد؛ یک سال از عقدش میگذشت. منبع میگوید «مادرش با پخت نان» فرزندانش را بزرگ کرده بود. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴ هنگام کمک به یک زخمی با گلوله زخمی شد و یک هفته بعد پیکرش با سه گلوله به خانواده رسید؛ گلولهی سوم در صورت بود.
این فهرست کامل نیست
شمار واقعی جاویدنامان در بازداشت و زندان بیشتر است. بسیاری از این مرگها پنهان ماند یا علتشان هرگز روشن نشد، و ما تنها نامی را میآوریم که منبعی دارد. بیشترین سهم این صفحه از کانون حقوق بشر ایران با ۱۲۵ مورد است؛ پس از آن شبکه حقوق بشر کردستان با ۶۹، ویکیپدیای فارسی با ۶۷، وبسایت کانون حقوق بشر ایران با ۶۰ و حالوش با ۴۹ مورد آمدهاند. هر کسی که اینجا نامش آمده دستکم یک منبع دارد، هرچند مرگ برخی تنها در یک گزارش آمده است. برای ۵۵ نفر شرحی از زندگی در دست است. اگر یکی از کسانی را که در بازداشت جان باختند میشناختید، خاطره یا اصلاح خود را برای ما بفرستید.