بهروز (ریبین) رحیمی
۲۳ تیر ۱۴۰۰ در خارج از ایران ترور شد
زندگی
- در سلیمانیه آقای رحیمی در یک انبار به عنوان نگهبان و خانم ناصری نیز به خیاطی مشغول شدند.
- متاهل
- آقای ریبین رحیمی که هوادار حزب پژاک بود سال ۱۳۹۱ به همراه همسرش زلیخا ناصری به دلیل اطلاعاتی که از دیگران داشتند و ترس از این که مبادا این اطلاعات تحت فشار نیروهای امنیتی لو برود، ایران را به مقصد کردستان عراق ترک کردند.
- آقای رحیمی به صورت داوطلبانه ، برخی از مصرفکنندگان مواد مخدر را در فرایند بازپروری آنها در مراکز مربوطه از جمله در شهرهای قروه و همدان همراهی میکرد.
- او بعد از کاهش آسیب سوءمصرف مواد مخدر در این افراد، آنها را به ورزش و به ویژه کوهنوردی ترغیب میکرد.
- آقای رحیمی «شخصیتی آرام، مهربان و بدون حاشیه» داشت و به ورزش از جمله «به کوهنوردی علاقمند بود.»
- از سن ۱۴ سالگی در شرکت «ژاله»، یک شرکت ساختوساز متعلق به برادرش، مشغول به کار شد.
- علیرغم وضعیتی که در آن قرار داشت از همسرش خواست تهدیدات را جدی بگیرد و مواظب خودش باشد.
به روایت نزدیکان
«ما که کوهنورد بودیم و عاشق طبیعت، برای اولین بار میدیدم یک سازمان سیاسی کُرد برای طبیعت و اکوسیستم هم برنامه دارد.— خانم ناصری
چگونه جان باخت
- در حومه شهر سلیمانیه و منطقهای به نام «ژاله» پس از اتمام کار و حین رفتن به محل استراحت (در همان محل کار) مورد تیراندازی افراد ناشناس قرار گرفت
- یکی از بازداشتشدگان اذعان کرده که آنها به سفارش نهادهای امنیتی وابسته حکومت ایران از مدتها قبل، به منظور قتل آقای رحیمی، او را در محل زندگی و کار تحت نظر داشتهاند
- اعدام فراقضایی » اعدام فراقضایی با سلاح گرم
پس از مرگ
- نیروهای امنیتی برای برگزاری مراسم ختم خانواده آقای رحیمی را تهدید کردند.
- یک خواهر و برادر او به اداره اطلاعات سنندج احضار و تهدید شدند که اگر فیلم یا عکسی از مراسم منتشر شود بازداشت خواهند شد.
- نیروهای اطلاعات همچنین خانواده رحیمی را تهدید کردند که حق ندارند به محل دفن برادرشان در کردستان عراق بروند.
- بعد از کشته شدن ریبین رحیمی آگهی مزایدهای به دیوار منزل خانوادگی آنها نصب شد با این مضمون که سهمی از این خانه به فروش میرسد.
منابع
در فهرستهای
دربارهی این شخص اطلاعی دارید یا نکتهای نادرست است؟ ثبت اطلاعات